عز الدين حسينى زنجانى
81
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
توالى نعمتها متن : و تمام مننٍ والاها ؛ ثنا و ستايش متوالى در برابر نعمتهاى گرانقدر . شرح : در اين جملهء كوتاه به رمزى بس بزرگ اشاره شده و آن عبارت است از اين كه : درك بشر نوعى ضعف و ناتوانى دارد كه اگر زوال در چيزى نباشد از درك آن عاجز است و تا چيزى را كه نقطهء مقابل آن است نبيند ، نمىتواند آن را درك كند ، مانند : نور و ظلمت كه اگر سرتاسر جهان روشن بود و هيچگاه انسان در مقابل نور ، تاريكى را نمىديد و همهجا يكنواخت روشن بود ، چگونه مىتوانست روشنايى را درك كند ؟ اما چون نور داراى افول و غروب است مىتواند بفهمد كه نور چيست . پس نور با ضد خود يعنى ظلمت شناخته مىشود . انسانى كه رنج گرسنگى را در نيافته ، نمىتواند لذت سيرى را حس نمايد و روى همين جهت است كه ثروتمندان حساسيت خود را به درك لذايذ از دست مىدهند و نيز تكرار لذت و عياشى احساس لذت را از بين مىبرد . به همين ترتيب كسى كه دايماً در فقر و بدبختى زندگى كرده چگونه مىتواند معناى آسايش و توانگرى را درك كند ؟ يكى از سادات بنىالحسن عليه السلام كه در زندان منصور دوانيقى در كمال سختى به سر مىبرد چنين مىگويد : تَعَوّدتُ مسَّ الضرِّ حتى آلفتُه ؛ از بس كه رنج و شكنجه كشيدم و از بس كه مبتلا هستم ديگر به بلا خو گرفتهام و احساس خود را نسبت به راحتى از دست دادهام . بنابراين خداوند متعال قابل درك نيست . زيرا ضدى براى آن ذات سُبُّوح متصور نيست . در دعاى كميل آمده است : و بنورِ وَجهكَ الذي أَضاءَله كلُّ شيء ؛ تو را سوگند به نور وجه تو كه همه چيز را روشنايى بخشيده است . يا در قرآن است : « اللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالأَرْضِ » ؛ خداى متعال نور آسمانها و زمين است . خلئى متصور نيست تابدانوسيله بتوان جمال كبريايى را مشاهده نمود . حكيم سبزوارى مىگويد : اى پروردگارى كه از شدت ظهور و نور پنهان شدى ! نهان بودن تو از پيدايى توست . پس بايد ثناى مكرر و ستايش بدون انقطاع را با ملاحظه اين كه اگر